تبليغاتX
کابوس وحشتناک عشق - راه ....
.........نمی دانم چه می خواهم بگویم ..........
آخرين تپش در قلبم تويی ای نازنينم آخرين اشك بر روی گونه های خيسم تو

هستی٬تو آخرين عشق در پيكر بی جانم هستی٬ آخرين اميد در ميان همه نا اميديم

هستی تو آخرينی و من هنوز درابتدای راه تو ...تو آخرين موج در دريای طوفانی و من 

بسان قايقی سر شكسته از امواج در ابتدای ساحل... تو آخرين قله ای من هنوز

تپه ای در ميان صحرايم ...آخرين ديدار تويی من هنوز در انتظار لحظه ی ديدار بی

خوابم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 15:42  توسط آیدا |