![]() |
![]() |
|
| .........نمی دانم چه می خواهم بگویم .......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 17:46 توسط آیدا |
|
|
چقدر زندگی کوچیک شده؛ آدما تحقیر شدن
خیابونا دایره بسته و قفس شهر تنگ تر خودمو قاب گرفتم ... مـــــــن می خــــــــوام از خـــــــــــودم رهــــــــــــا شم کجا میشه خودمو پرواز بدم؟؟؟ هوای پاک میخوام
بنویس رو حاشیه ی دلتنگی هام، دیوونه ای طاقتش طاق شده.....!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 12:29 توسط آیدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 20:53 توسط آیدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 20:48 توسط آیدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 20:35 توسط آیدا |
|
|
بد ترین شکل دلتنگی برای کسی اینه که در کنارش باشی و بدونی که هرگز به او نمی رسی .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 20:33 توسط آیدا |
|
|
این روزا همه چیز خرابه ٬ تقریبا هر چیزی که می بینم ٬ هر صدایی که می شنوم و هر کسی که در
اطرافمه منو آزار می ده ..... نمی دونم شاید به همون روزای سخت زندگی رسیدم که تعریفش رو از دیگران شنیده بودم ..... در هر حال همه چیز و همه کس ٬ حتی لحظه ها هم بر من سخت می گذرند.... به نظر من همه چیز پوچه عشق ٬ ترحم ٬ زیبایی ..... و به نظر من همه قلبها دروغ می گن ..... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 17:38 توسط آیدا |
|
|
دلم می خواهد برای تو پر رنگ بنویسم . اصلا دلم می خواهد همه متنم را چون برای توست پر رنگ بنویسم . برای تو که از صبح دلت مثل دل کفتر زده است و شمارش قرصهای طپش قلبی که خورده ای از دستت در رفته است. برای تو که انگار توی دل هزار هزار تکه ات از صبح رخت شسته اند . دلم می خواهد برای تو بنویسم که همین چند ساعت پیش طاقتت تمام شد و نشستی روی کف سرد و سفید حمام درست مثل بچه گیها چنباته زدی و شیر آب را تا آخر باز کردی و های های از ته این دل بی صاحبت زار زدی . برای روزگار خودت . برای آرزوهای خودت . برای تنها یی های خودت .برای خلوت سرد و ساکت زندگیت که دارد دوباره آرام آرام می آید . دوست دارم برای تو بنویسم . دوست دارم از تو بنویسم. دوست دارم برای تو که میان گریه سرت را زیر شیر آب گرفتی تا نکند که کسی صدای هق هقت را بشنود بنویسم . ولی نگاه کن . خوب نگاه کن . هیچوقت اشکهایم اینقدر شور و بزرگ نبوده اند....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 21:25 توسط آیدا |
|
|
متاسفانه من بد جوري هوس كردم دچار عشق بشم .از داوطلبين خوشتيپ جهت اين امر مهم دعوت به عمل مي ايد قربان شما جنسيت:....حدس بزنيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 21:24 توسط آیدا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 21:18 توسط آیدا |
|
|
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ می گه :
اولین بار وقتی که به دنیات میاره ٬ دومین بار وقتی که عاشقت می کنه ٬ سومین بار هم وقتی که زندگی رو ازت می گیره ....... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 21:3 توسط آیدا |
|
|
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 20:41 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 |
|
RSS
|